تفاوت برخورد احمدی نژاد با خانم معلم کلاس اول و اقای معلم شیمی دبیرستان
.
.
.
.
به ادامه مطلب مراجعه شود
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:,
] [ 12:1 ] [ eli ][
بهترین ها
| ||||
تفاوت برخورد احمدی نژاد با خانم معلم کلاس اول و اقای معلم شیمی دبیرستان . . . . به ادامه مطلب مراجعه شود
ادامه مطلب [ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 12:1 ] [ eli ][ یه خاطره کوتاه و الکی از جناب آقای هندونه
یکی بود یکی نبود غیر از ...
چطوری؟ نتیجه اخلاقی: دو - هر گز خود شیرینی در مفقابل شخص شخیص هندونه ها ننمایید سه - توالت اصولا مکان امنی برای زندگی است
چهار - این جانب دیگه غلط بکنم سمت هندونه بروم وسلام نظر یادت نره
با تشکر: فرمانده
[ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:57 ] [ eli ][ رئیسجمهور از فعالان و خادمان تسهیل سفرهای نوروزی تجلیل کرد.
![]() احمدینژاد: آقای کشاورز جسارت نشه ها، ولی هرچه فکر کردم متوجه نشدم شما کجای
سفرهای نوروزی بودین؟
زلزله چین را منهدم کرد. ![]() حالا هی بگین جنس چینی کیفیتش خرابه، الان تو 160 بزرگراه کشور ما موبایلها آنتن نمیدن،
ولی چین زلزله اومده همه سیما رو پاره کرده ولی بازم تلفن وصله!
.
.
.
به ادامه مطلب مراجعه شود
+
نظر یادتون نره دوستان
ادامه مطلب [ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:44 ] [ eli ][ [ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:39 ] [ eli ][ تا حالا فکر کردین انسان های اولیه چجوری زن میگرفتن؟؟؟ . . . . . اینجوری...
[ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:29 ] [ eli ][ جدیدترین روش های خودکشی(کاملا تضمینی...) . . . . لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید و نظر یادتون نره
ادامه مطلب [ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:20 ] [ eli ][
یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل جای اینکه از جاده اصلی بیایم یاد پدرم افتادم که می گفت: جاده قدیمی باصفا تره و از وسط جنگل رد میشه! من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی ، ۲۰ کیلومتری از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمیشد. وسط جنگل ، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه از موتور ماشین سردر نمی آرم. راه افتادم تو دل جنگل ، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود. با یه صدایی برگشتم دیدم یه ماشین خیلی ارام و بی صدا بغل دستم وایساد….. من هم بی معطلی پریدم توش این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جاگرفتم ، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر ، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
[ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 11:15 ] [ eli ][ [ پنج شنبه 9 شهريور 1391برچسب:, ] [ 10:42 ] [ eli ][ |
||||
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |